کارهای زیر را چن دفعه تا به حال انجام داده اید؟
بدون اینکه منتظر آخر هفته بشوید تا با خانواده بروید دیدن پدر/ مادر بزرگ، وسط هفته خودتان بروید خانه ی آنها، وسط گرفتاریه ای روزانه و این ترافیک سرسام آور
یکبار که مادرتان دارد موهایش را شانه می زند شانه را بگیرید و خودتان این کار را انجام دهید، با مهربانی و حوصله البته
یکبار که پدرتان پای تلویزیون نشسته و دارد اخبار گوش می کند دو جفت جورابی که تازه برایش خریده اید را ببرید آرام بگذارید گوشه ی میز
یکبار که برادر کوچکتان خوابش برده بروید جامدادی اش را باز کنید، مداد رنگی های کوچکش را در آورید و با حوصله نوک آنها را تراش کنید که فردا وسط زنگ نقاشی خودش هل هلی تراششان نکند و سرشان تق تق بکشد
یکبار یک کیلو سبزی بخرید و ببرید در خانه ی خواهرتان بعد بنشینید همان جا با هم پاک کنید و بعد بروید خانه
یکبار بدون آنکه قرار گذاشته باشید یک کارت پستال کوچک بفرستید به آدرس محل کار دوست دخترتان
یکبار بدون اینکه مناسبت خاصی باشد برای دوست پسرتان آشپزی کنید و بعد بروید یک پارکی ناهار بخورید
یکبار بدون انکه مادرتان گفته باشد بروید مغازه دایی و برایش نان تازه ببرید که همراه ناهارش بخورد
…
اگر هیچ کدام از این کارها، یا مشابهشان، را انجام نداده اید هی پست های روشن فکرانه شیر نکنید. فکرهای بزرگ و برنامه هایتان بخورد توی سرتان وقتی حواستان به اطرافیانتان نیست
پ.ن. انگاری حتما باید از دستشان داد یا از آنها دور بود تا یاد این معمولی ترین محبت ها افتاد
