jump to navigation

قرمز-سفيد-سبز … سياه بايد پوشيد December 27, 2009

Posted by marya in at the moment.
Tags: , , , ,
1 comment so far

مي گن 4 نفر كشته شدن. 4 نفر يا 40 نفر.فرقي نمي كنه.مهم اينه كه دارن مي كشن و دارن تو روزي اين كارو مي كنن كه براي ما نماد مقاومته،‌نماد مردن با عزت … اين روزا بيشتر شبيه يه فيلمه.اگه قرار بود يه سناريو نوشته بشه از جنبش سبز مسلما يكي از نقاط اوجش امروز بود.

نمي دونم چقد دعاها هنوز ميرسه اون بالا.خوشحالم كه دستشون از فيلتر كردن اين يكي راه كوتاهه. از ته دلم دعا مي كنم براتون،‌دعا مي كنم كسي كه اون بالا نشسته و داره نگامون مي كنه،نگاهشون مي كنه، ثابت كنه كه عدالت داره

the memory from the past December 26, 2009

Posted by marya in No Expiration Date.
Tags: , ,
add a comment

برای بی رحم بودن الزاما لازم نیست آدم بدی باشی

کمی خودخواهی هم کافی است

پ.ن. نوشته بود سادگی دو نتیجه دارد؛ حماقت و معصومیت. گزینه ی سوم می شود هر دو،چهارمی هم هیچ کدام

بعدتر نوشت : اين پست مال 2 ماه پيشه.حوصله توضيح دادن ندارم.حال و هواي اين روزها به قدر كافي بد بوده كه يه هو خوشم بياد اينو آپ كنم

8-|

بدون عنوان December 25, 2009

Posted by marya in No Expiration Date, at the moment, my Ideology.
Tags: , ,
add a comment

هشت روز پيش شروع سال قمري بود و شادي جماعت اهل سنت و شروع عزاداري هاي شيعه.امروز كريسمسه و روز شادي مسيحي ها و ادامه ي مراسم عزاداري ما. دو تا نكته.احتمالا اولش هم تكراريه :ه

1. تو مذهب شيعه،‌حداقل اوني كه براي ما معرفي شده از جانب اجتماع ، بار غم بيشتر از شاديه.اينكه مناسبت هاي مربوط به شهادت با نوعي دور هم جمع شدن هاي سازمان دهي شده همراه ميشه و اينقدر ريشه داره بين ما اينو بيشتر نشون ميده.البته عيد هم زياد داريم ولي دارم نسبي ميگم.شايد يكي از دلايلي كه ما رو ملتي افسرده و مرده پرست و غيره و ذالك مي دونن همينه

2. خدا … ميدونم كه تو نمي خواستي اين همه تفسير و تعبير از تو باشه تو كل دنيا.احتمالا خوشحال تر بودي اگه تو يه روز همه ي مردم دنيا شاد بودن يا يه روز همه عزاداري مي كردن.يه جور وحدت خاص،‌هموني كه بين بقيه ي مخلوقاتت هم هست.ما آدما خيلي ظلم كرديم به خودمون . هم خودمون و هم كسايي كه راه هاي بندگانت رو از هم جدا كردن،كسايي كه بنا به منافع خودشون آدمهاي معمولي رو دور كردن از حس هاي مشترك.انگار اونا ازهمين وحدت مي ترسيدن.شايد هم خودمون طاقت كنار هم موندن رو نداشتيم.

پ.ن. من نمي دونم چرا هر وقت برمي گردم خونه خيلي چيزايي كه كاملا حل شده و كاملافكر كردن بهشون بيهوده اس ميريزن بيرون

Happiness Calendar December 24, 2009

Posted by marya in No Expiration Date, at the moment, my Ideology.
Tags: ,
7 comments

براي شمردن روزهايي كه با خاطره هاي خوب مي گذرن يه تقويم خريدم.ثبتشون مي كنم چون ما آدما خيلي زود يادمون ميره خوشي ها رو.شايد براي همين غرغرو ميشيم و افسرده

پ.ن. شايد در حد يه شعار باشه ولي بازم : يه روز خوب تو زندگيت داشته باشي يعني زندگيت ارزش موندن داره ،‌ارزش جنگيدن داره

روایت شده است …ه December 20, 2009

Posted by marya in No Expiration Date, personal.
Tags: , , ,
add a comment

No matter how we try to be mature

We will always be a kid

When we all get hurt or cry… Peter Pan.

I know that god never give me sth that I can’t handle, but I wish he didn’t trust me so much!( or she,according to your ideology!)

پ.ن. چارشنبه دارم میرم خونه.دلم بی نهایت برای خواهرم تنگ شده.برای تفریحات سالم زوج خوبی هستیم.عکس ( مسلمن ما دو تا نیستیم!ولی از این کارا زیاد می کنیم با هم)

E-invitation December 20, 2009

Posted by marya in اطلاعیه ها.
Tags: ,
3 comments

missing

دلم برای جمع دوستانه مون تنگ شده : مریم ها!، سعید،امین، یگانه و آرزو

اگه بشه سه شنبه دور هم جمع بشیم. ساعت 3 تا 5 که به کارامونم برسیم. کسی نظر خاصی داره بگه. من کافه هنر رو پیشنهاد می کنم.سپید سیاه هم خوبه.گندم هم هس اگه تجربه اش نکردین.خوشحال میشم ببینمتون

پ.ن.یه هدیه ی کوچیک براتون دارم

بعدتر نوشت : هر کی امینو از خونه شون بکشه بیرون جایزه داره!ه

بعدتر نوشت دوم : خیلی دوست دارم حسین و موبد هم بیان.اگه یکی تون بتونه هماهنگ کنه خیلی خوبه. اگه دوست دیگه ای هم دارین که من نمی شناسم و جا مونده بیارینش… کلا دلم برا همه تون تنگ شده

:|   …